.comment-link {margin-left:.6em;}

Saturday، February 18، 2006

 

شهوت خورشید را در خواب دیدم


ماهی آب زلالم

ساده ام صافم زلالم

شورش چهل ماه را در آب دیدم

شهوت خورشید را در خواب دیدم

چشم از هر چه پلیدی بسته دارم

عاشقم ، عشق تو را پیوسته دارم

زخم قلاب تو بر کامم نشسته

زخم هجرت بر دل و جانم نشسته

سالها چشمم به در بود

عشق تو هر دم به بر بود

بی تو رفتم تا ستاره

بی تو بشنیدم ترانه

بی تو این لبهای بسته

منتظر بر تو و قلابت نشسته


( رضا )

Comments: ارسال يک نظر

Links to this post:

ايجاد يک پيوند



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?