Monday، September 22، 2008

هر از گاهی به یادت اشک ریزم
تو ای همراهترین ، از تو گریزم
تو را با سادگی همراه کردم
تو را با عشق و دل همراز کردم
تو که جسمم بدون تو هیچ است
تمام هستها و نیستها ، آندم پوچ است
چرا این جسم من پرشد ز احساس
من از تو اینچنین گردیدم حساس
دگر این پیکر حساس و محزون
نمی خواهد ترا ای روح مسجون
( رضا طاهری )
تو ای همراهترین ، از تو گریزم
تو را با سادگی همراه کردم
تو را با عشق و دل همراز کردم
تو که جسمم بدون تو هیچ است
تمام هستها و نیستها ، آندم پوچ است
چرا این جسم من پرشد ز احساس
من از تو اینچنین گردیدم حساس
دگر این پیکر حساس و محزون
نمی خواهد ترا ای روح مسجون
( رضا طاهری )
برچسبها: gonjeshgak گنجشگک
Saturday، February 18، 2006
شهوت خورشید را در خواب دیدم
ماهی آب زلالم
ساده ام صافم زلالم
شورش چهل ماه را در آب دیدم
شهوت خورشید را در خواب دیدم
چشم از هر چه پلیدی بسته دارم
عاشقم ، عشق تو را پیوسته دارم
زخم قلاب تو بر کامم نشسته
زخم هجرت بر دل و جانم نشسته
سالها چشمم به در بود
عشق تو هر دم به بر بود
بی تو رفتم تا ستاره
بی تو بشنیدم ترانه
بی تو این لبهای بسته
منتظر بر تو و قلابت نشسته
( رضا )
Tuesday، February 07، 2006
آدم برفی ، دوستت دارم
باور کنم ! که این فقط یه شعره
...هنوز
خسته ام ، از زوزه ی باد پائیزی
خسته ام ، از زوزه ی باد پائیزی
...از برف زمستان ، خسته تر
حسم را کشته اند ، این دو رفیق
جسمم زخمی رفیق و نارفیق
...خسته ام
آدم برفی ، دوستت دارم
( رضا )
Wednesday، December 28، 2005
جان سوخت ز داغ دوری یار مرا
جان سوخت ز داغ دوری یار مرا
افزود صد آزار بر آزار مرا
من کشتنیم کز او جدایی جستم
ای هجر به جرم این بکش زار مرا
Thursday، December 22، 2005
نداند رسم یاری بیوفا یاری که من دارم
نداند رسم یاری بیوفا یاری که من دارم
به آزار دلم کوشد دلازاری که من دارم
وگر دل را به صد خواری رهانم از گرفتاری
دلازاری دگر جوید ، دل آزاری که من دارم
به خاک من نیفتد ، سایه سرو بلند او
ببین کوتاهی بخت نگون ساری که من دارم
گهی خاری کشم از پا ، گهی دستی زنم بر سر
به کوی دلفریبان ، این بود کاری که من دارم
دل رنجور من از سینه ، هر دم می رود سویی
زبستر میگریزد طفل بیماری که من دارم
زپند همنشین ، درد جگر سوزم فزون تر شد
هلاکم می کند آخر ، پرستاری که من دارم
رهی، آن مه به سوی من به چشم دیگران بیند
نداند قیمت یوسف ، خریداری که من دارم
Thursday، December 01، 2005
لايق ديدار
چشمی که بود لایق دیدار ندارم
دارم گله از دست خود از یار ندارم
دارم گله از دست خود از یار ندارم
Friday، November 25، 2005
چشم
چشم ما دیده ی خفاش بود ورنه ترا
پرتو حسن به دیوار و دری نیست که نیست